پایان فصل

و این آخرین سطر ست 

در دفتر سفید زندگی 

خاطراتت را در لابلای زمان می پیچم

پرتاب میکنم تا ابد

و پشت می کنم

به تو به من به او 

و راهی می گزینم جدید 

سخت و تلخ 

و پشت به تو قدم می زنم

هر چه پیش آید ، 

شاید خوش آید 

و شاید هیچ 

و در نهایت : پــــایــــان .

/ 3 نظر / 38 بازدید
سارا

بیتوته کوتاهی ست جهان در فاصله گناه و دوزخ خورشید همچون دشنامی بر می آید و روز شرمساری جبران ناپذیری ست .... عصمت به آینه مفروش که فاجران نیازمند ترانند.

آواد

سلام شعرهاتون تو آشفته حالی شب من اتفاق خوبی بودن.. شاد باشید

امیر علی

وقتی دلت پر...افکارت پریشان...وخاطرت آزرده باشد... نیازت به چند سطر دلنوشته بیشتر از آغوش های خیالیست... تمام بیت هاتو خوندم ...فوق العاده هستن...آرزوی موفقیت روز افزون دوست خوبم ALI,DS