ایستاده چون کوه

زیر رگبار نگاه رهگذران غمی سنگین از گذر روزگار به دوش میکشیم

 

باهم مرور میکنیم این تاریخچه کوتاه ،  این دیباچه اندوهناک از سوگواری عمر گذشته در این روزگار تلخ و سرد

 

می بینی ؟ منو تو در این بیابان بیکران جدا افتاده ایم و چه بی کسانه دست به هم آویخته ایم ..

 

دلتنگی هایت را با حضور و اطمینان به عشق بگذار کناری ، دو باره برپا شو

 

شاهدان دروغین ، مبلغان اندوه افزای .. قصه های تلخ را به نخی سست ببند و بی دنباله در باد الله کن به هوا

 

ما دوتن ایستاده ایم تا ابد

 

برپا .

 

/ 0 نظر / 5 بازدید