زمزمه

دوباره موج می زند این روح بی تاب من

التهابهای ناخوشایند

قدم می زنم 

در این دامنه ها ، لابلای سنگها

به اوج می روم 

شاد می شوم 

میخندم

یا گاهی هم مثل ابرهای بهاری زار زار میگریم

با خودم زیر لب میخوانم:

دوباره بنام احساسم را

دوباره بخوان نامم را

که چقدر تکرارت شنیدنیست .

 

گاهی چه سخت می توانی صداکنی احساست را

عشق ، تنفر ، خواهش و رد چقدر خالی و تکراریست ..

 

/ 0 نظر / 5 بازدید