تیک تاک

این ضربان لعنتی قطع نمی شود

امتداد ناوردای لحظه ها در بستر زمان

ما به آخر خط نزدیکیم

اما در حقیقت

چیزی نزیسته ایم ، باری نبسته ایم ، کاری نکرده ایم .

هرکداممان برداری 

موازی ، متنافر یا هر چیز دیگری

هندسه بی نظمی 

جبر ی محتمل در راستای خطوطی سرد 

حرکتی ناخودآگاه با سرعتی احمقانه به سمت و سویی گم تر از همیشه

نه آغازی پیدا نه پایانی پیدا

وعده هایی فراتر از تخیل

تخیلاتی مالیخولیایی و گنگ

من بعد از او 

تو بعد از من

از خاک به خاک 

از خاکستر به خاکستر 

افسانه و معمایی از خاطرات 

این ضربان لعنتی قطع نمی شود ؟

در ذهنم اعداد میگذرند

نا متقارن

حقیقی ، گنگ ، مختلط

طبیعیست که در این میانه گیج  می زنم

عمر ، ثروت ، 

طول موج ، طول عمر 

رد پای ناملموس تجسس در خلقت و حیات

کاش میدانستی و میدانستم به کدامین گناه اینچنین اضطرابی سهم من و تو شد 

او که رفت 

من و تو ماندیم

من که رفتم 

تو و او می مانی

حتی تکرار این جملات دلهره آور است !

وای چونان چون پتکی بر سرم میکوبد

این ضربان لعنتی قطع نمی شود .

 

 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید