سبقت

تازه از ترافیک اتوبان خارج شدم . ماشینهای دو طرفم کم کم به سرعتشون اضافه می کنند . من هم در حالی که حواسم هست عقربه آمپر سرعتم از 100 رد نشه پدال گاز رو زیر پام فشار میدم .

   یک ماشین سفید و گنده مدل بالا پشت سرم نور بالا میزنه و میچسبونه به سپر عقب ماشین من . با خودم فکر میکنم چرا از سمت چپ سبقت نمیگیره بره ، هم سمت راست من هم جلوم پره !

  تو آینه وسط خودرو نگاه میکنم به راننده خودرو عقبی . یه پسر جوون حدود 23 یا 24 ساله که  با سر و دستش شکلکای ناجور و علائم ناجوری نشون میده . با خودم فکر میکنم شاید مشکلی داره یا قراری داره که اینجور عجله داره و این عجله فکرش رو مختل کرده . تو آینه نگاه میکنم ، هنوز داره برام با حرکات دست و صورتش خط و نشون میکشه .

  تو همین فکرها هستم که جلوتر یک تابلو وسط اتوبان می بینم  ، انگار به علت نامشخصی وسط اتوبان در یک دریچه رو برداشتند .راهنما میزنم به سختی راه می گیرم و کم کم میکشم سمت راست . تو آینه ماشین عقبی رو می بینم که به قصد منحرف کردن من داره میگیره سمت من . هنوز آینه ماشینش به آینه ماشین من نرسیده که از آینه بقل محو میشه و صدای مهیبی میاد . تو آینه وسط می بینم که با چرخ رفته تو دریچه و یه ماشین از عقب زده بهش .

   قلبم حالت طبیعی نداره با دست فشار میدمش و به راهم ادامه میدم .

/ 0 نظر / 2 بازدید