ناگفته های مرد سنگی

گوشه ای که سر ریز میکند روح آشفته من

بیماری

بر یا زیر

آسمان یا زمین

تخت یا فرش

لحد یا خاک

این همه چه فرق میکند ؟

مهم این بود که من داشتم میرفتم

بی آنکه آب از آب تکان بخورد (یا حتی اسبی شیهه بلند تری بکشد)

 

ای بابا

مضحک و بی رمق مردن را دوست نداشتم

با کسی رودرباسی نداشتم که پنهان کنم

به فرشته ها

به خدا

به تمام کائنات گفتم

من... دوست نداشتم .. در .. رخت خواب.... بمیرم...

 وظاهرا دلسوزه های تمام کائنات مفید افتاد

و من برگشتم

تا جور دیگر زندگی کنم

جور دیگر

         بمیرم ..

 

+   شین عین نژاد ; ۸:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/٢٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir