ناگفته های مرد سنگی

گوشه ای که سر ریز میکند روح آشفته من

ترانه رفتن

وقتی از من دور میشدی 

آسمون گریه می کرد

پرنده ها از شاخه ها پر میزدن

رعد و برق کوها رو تسخیر خودش میکرد .

نرو نرو 

دورشدنت سنگین ترین غم دنیارو رو سرم آوار میکنه .

نرو نرو

توی تنهایی و غربت

دل من 

غمنامه نجوا میکنه .

+   شین عین نژاد ; ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۸

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir