ناگفته های مرد سنگی

گوشه ای که سر ریز میکند روح آشفته من

مراسم اعدام

 

سر و صدا هیا هو

یه عده الاف سر چهار راه

ملت بیکار ، نیروی بیدار ،

جلاد سیاه پوش سینه صاف می کنه چند قدم میاد جلو

جرثقیل ، طناب

آقای دکتر تخمی  با اون روپوش مسخرش

صدای قلب محکوم  رو می گیره :

"من رو خاموش می کنین دم صب ، اما شما ها همتون خارتون گاییدس

 تاپ تاپ ، تاپ تاپ

 یاد این طپش میشه کابوس شب و روزتون "

تو همهمه یه برگه رو از رو میخونن

صدا به صدا نمیرسه ..

سیاسیه ، قاتله ، حریم کیرو چه جوری شیکونده

از بقلی می پرسم جریان چیه ؟

با لبخند میگه : من نمیدونم  ، عیب نداره شب تو اخبار میگن!

تو دلم میگم : عاخه چه فایده

ای تو روحت زندگی

طناب رو که میندازن دور گردن طرف

خشدک و پاچه طرف زود خیس میشه

قرچ چ چ چ

کابل جرثقیل میکشه بالا

پای طرف ، رو هوا مخروط میزنه

لعنت به این هندسه

لعنت به این حساب کتاب

 

 

 

 

 

+   شین عین نژاد ; ۸:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۸

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir