ناگفته های مرد سنگی

گوشه ای که سر ریز میکند روح آشفته من

دروغ

در تعلیق های ناشناس بین خود آگاهی و نا خودآگاهی نوسان می کنیم

بی آنکه بخواهیم به کوتاهی عمر 

به مرگ ، به بعد

یا حتی کمی قبل تر نظر کنیم .

با لب خنده های خردمندانه ، بی بحث یا حتی اشاره ای 

 ساده ترین سوال ها را در پس پشت  درب های مخفی ذهن چیده ایم

با تصور حذف همیشگی آنچه که انگار در متن امروز بحث نیست 

هنر گم کردن حقایق در پشت وقایع

فرض غلط  فواصل بی پایان

انکار انتها در ورای روزمرگی های بی ارزش و پر تکرار 

بی تفحص در فلسفه مرگ و زندگی 

تکرار محتمل تولید سلول ها

هوشمندانه در حذف انبوه حقایق تاسف برانگیز کوشیده ایم 

بی حتی ذره ای احساس گناه از این همه دروغی که به خود گفته ایم شب و روز

در نهایت امر با قیافه ای بسیار ترحم برانگیز 

احمقانه از این پیری و مرگ فرا رسیده تعجب می کنیم !

اما  پیری ، اما مرگ 

با بی خیالی ما ،

 پشت دیوار های ذهن تا ابد گم نمی شوند  .

 

 

 

 

 

+   شین عین نژاد ; ٧:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٤/٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir