ناگفته های مرد سنگی

گوشه ای که سر ریز میکند روح آشفته من

روزنه

توی رویاهای خودم ولم

تو خیابونای کثیف این شهر قدم می زنم

چشام تو کوچه پس کوچه ها دودو می زنه

دنبال یه امید

یه روزنه تازه ترم .

تمام امیدا رنگ باخنه

ثروتمند بودیم و حالا چی ؟

چیزی نمونده ازمون

یه مملکت ورشکسته - مال باخته

کی نیومد یه حرف تازه تر بگه

یا اگه گفت

همش زر زر بود و پشت پرده داشته خودشو می ساخته.

توی رویاهای خودم ولم

تو خیابونای کثیف این شهر قدم می زنم

چشمام تو کوچه پس کوچه ها دودو می زنه

دنبال یه امید

یه چیز تازه ترم

یکی دو تا نیست مشکل من و تو

هزار ده هزار صد هزارکرور کرور

اوه چیه این صدا

شکست بی صدای بلور غرور 

یکی نی بگه آخه آشغالا زندگی حق جووناس

کشتن خواسته ها تو نطفه خیلی نامردیه

رفاقت و زیبایی - تیپ و شهرت فقط مخصوص آقازاده ها نباید باشه

من تو او ما شما ایشان 

همه آدمیم مثلا

ازاین زندگی سگی مگی خسته

تو رویاهای خودم ولم

تو خیابونای کثیف این شهر قدم می زنم

چشام تو کوچه پس کوچه ها دودو می زنه

دنبال یه امید

یه روزنه تازه ترم ...

 

 

+   شین عین نژاد ; ٩:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٤

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir