ناگفته های مرد سنگی

گوشه ای که سر ریز میکند روح آشفته من

غر غر و نق نق

هیچ کی به فکر این دل صاب مرده ما نیس

اصن معلومه برا چی دنیا اومدیم ؟

صب ناشتا تو تاریک توریکی زدیم از خونه بیرون

شب تو دل تاریکی برگشتیم تو این خراب شده

زندگی سخته تو با اخلاف گهت سخت  ترِشَم میکنی

ای تو اون روح زردت آشغال

برا چی داری روح مارو اینجور میگایی ؟

اینور زندگی دنبال سنار مسکوک و اسکناس

اونور زندگی معلوم نیس کی به کیه

رد پاهامونو اگه تعقیب بوکونی

شس هقتاد هشتاد درصد تو گیر و دار باج دادنیم

تنهاییمون شده دواخونه

مهمونیمون شده یه پا کارخونه

شب میکپیم یه چرت سگی مگی

صب که پا میشیم زندگی توله سگی !

زندگی شده یا زیر سقف اداره که یه جورایی مستراح شده

یا مث خفاشا تو تاریکیه راه دور شدن یا رسیدن به  این خراب شده

 

+   شین عین نژاد ; ۳:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir