ناگفته های مرد سنگی

گوشه ای که سر ریز میکند روح آشفته من

خیلی پستی آدم نیستی

هر روز به خودت قول میدی آدم باشی

شب سر میذاری زمین

صبح روز بعد از تمام روزای  قبل آشغال تری .

حس  می کنی موقعیتت در خطره

کجای کاری ؟ کدوم کار از کدوم یکی بهتره ؟

فکر می کنی توی یه بشکه پر آدمی

برا بلند شدن باید رو سر رفیقت با فشار پا بذاری

از صبح تا شب تو فکر رشدی با خفه کردن موقعیتای دیگرون

همسر وفادار رفیقت رو گول می زنی

دنبال سنار تو آسمون صد جور وول می زنی

این طرف به ضرب و زور پارتی

اون ور با دقل کاری و توطئه

مثلا خیلی کار درستی و نفر اولی

برا دیگران ادای روشنفکرا رو در میاری .

اما بدون که من

امثال من

ساکت نمیشینیم کنار که امثال تو رشد کنن

سکوت و خفگی کلا تو مرام ما نیست

هر روز به خودم قول میدم آدمت کنم

شب سر میذارم زمین

شاید صبح روز بعد بتونم یه جوری تمیز و حسابی رسوات بکنم .

+   شین عین نژاد ; ٩:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir